دخترها بر خلاف پسرها کمتر در مسایل کاری به یکدیگر اعتماد می کنند و تبادل اطلاعات بین آنها با احتیاط صورت می گیرد. این درحالیست که دخترها در دقیقه نخست آشنایی با صحبتهای مکرر بدون پرداختن به موضوع اصلی درون خود را فاش می کنند
صدای آسمان: دومین نشست آزاد دختران ستاره شناس دوشنبه 14 اردیبهشت در دبیرستان فلاح برگزار شد. هدف از این نشست ها، یافتن مشکلاتی است که خانم های ستاره شناس در سر راه فعالیت حرفه ای خود دارند. این جلسات که با حمایت مرکز پژوهشی هذایتگران اندیشه برگزار می گردد، کاملا از حال و هوای جلسات اجتماعی- سیاسی طرفدار حقوق زنان فاصله دارد زیرا به این امر واقفیم که علم بحث های حقوقی را نداریم و نمی خواهیم راهکارهایی برای حل تمامی مشکلات بدهیم. ما معتقدیم که شناخت مشکلات که مطمئنا از حل آنها مهم تر است و اعتراف صادقانه به اینکه بسیاری از این مشکلات از خود ما نشات گرفته اند بزرگ ترین قدم در راه رسیدن به اهدافمان است. پروژه جهانی "آن زن یک ستاره شناس است" در ایران توسط یکی از دختران ستاره شناس مرکز پژوهشی هدایتگران اندیشه مدیریت می شود. دختران ستاره شناس در نشست هایی خودمانی و در مباحث کاملا علمی و فرهنگی به ریشه یابی مشکلات می پردازند سپس اگر مجالی یا لزومی به حل آنها بود از نظرات افراد با تجربه در این مسیر استفاده می کنند. در دومین جلسه پس از تعریف واژه "مشکل" و بیان خلاصه ای از جلسه گذشته پرسیدیم: "چرا تعداد منجمان آماتور و حرفه ای زن در ایران کم است؟"
نخستین مطلبی که ارائه شد پیشرفت بیشتر آقایان در حوزه های علمی و چرایی آن بود. برخی از دوستان ریسک پذیری پسرها را خیلی بیشتر از دخترها میدانستند و معتقد بودند آنها از چیزی ترس ندارند و همین عامل پیشرفت بیشترشان می شود. بعد فکر کردیم که شاید ترس دخترها از رفتن به سمت فعالیتهای جدید و این عدم ریسک پذیری آنها به خاطر اعتماد به نفس پایین خانمها باشد البته نه عدم وجود اعتماد به نفس که عدم اعتقاد به وجود آن. ترس از مورد تمسخر قرار گرفتن در ادامه عدم ریسک پذیری خانم ها را از انجام برخی فعالیت ها باز می دارد.
به اعتقاد یکی از دوستان حضور اجتماعی آقایان بیشتر از خانمهاست. آنها از سنین پایین تر حضور اجتماعی خود را آغاز می کنند و در آن سن کم شروع به آزمون و خطا می کنند. اما خانمها عموما پس از پایان دوره تحصیلی، زمانی که به آنها القا می شود که یک بعدی فکر کنند، شروع به انجام فعالیتهایی می کنند تا بتوانند حضور اجتماعی پیدا کنند لذا در آن سن کمتر جرات آزمون خطا دارند. (شاید به آنها اجازه داده نمیشود، یا حس آزمون و خطای آنها به دلیل مشکلات فرهنگی و عرف جامعه سرکوب میشود!) برای همین خانمها دست به اقدامات بزرگ نمی زنند و خیلی کند حضور اجتماعی شان پر رنگ می شود.
یکی از دوستان گفت: قدرت بیان خانمها نسبت به آقایان کمتر است و به همین خاطر کمتر از حق خودشان دفاع می کنند و نمی توانند دلایل منطقی برای انجام کارهایشان بیاورند. آنها جرات نمی کنند برای یاد گرفتن دست به کاری بزنند که ممکن است خرابی به بار آورد پس بیشتر از راه تئوری امور را فرا می گیرند. شاید این به علت ترس از مورد انتقاد شدید قرار گرفتن، بازخواست شدن، و یا مورد تمسخر قرار گرفتن از طرف اطرافیان و عدم دفاع از خودمان باشد. این درحالیست که پسرها قبل از حضور جدی در جامعه حسابی آزمون و خطا کرده اند و دیگر ترسی از این باب که با حضور اجتماعی خطاهای بزرگی از آنها سر بزند و نتوانند آن را به سامان برسانند ندارند.
"هرچی می کشیم از اینه که بلد نیستیم حرفمونو بزنیم. وقتی هم ازمون انتقاد می شه زود می زنیم زیر گریه"
امیدوارم صحبتهای مطرح شده در این نشست ها تلنگری باشد برای بیدار شدنمان از خواب غفلتی آگاهانه! دعوت می کنم ادامه مباحث را با ما همراه باشید. حرکتی که آغاز کرده ایم انقلابی است که نتیجه مثبت آن تا پایان سال جهانی نجوم به تحقق می پیوندد.
ما منکر این نیستیم که دنیای دختران با پسران متفاوت است. دختران بیشتر احساساتی و پسران بیشتر منطقی عمل می کنند. دختران احساس مسئولیت بیشتری دارند و شاید به همین خاطر کمتر دست به کارهایی می زنند که خرابکاری به بار بیاورد. باید گفت این مراعات نیست چون به ضررشان تمام می شود. آقایان دورنگر و آینده نگرتر هستند و خانمها اکنون را بررسی می کنند. افق دید آقایان وسیع تر است. باید قبول کنیم که مشکل ما نپذیرفتن وجود تفاوت بین دختر و پسر است. عده ای خانمها در تلاشند تا ثابت کنند که تفاوتی وجود ندارد و آنها هم قادرند درست همانند آقایان عمل کنند که به نظر ما این وقت تلف کردن است. چرا نباید قبول کنیم که تفاوتهایی از لحاظ جسمی و روحی بین ما وجود دارد؟ پس تکلیف ذات انسانی ما چه می شود؟
خانمها چند بعدی اند، میدان دید وسیع تری دارند، تنوع طلب اند. اما آقایان تمرکز بیشتری دارند و در مباحث علمی ذهن خودشان را تنها روی یک موضوع متمرکز می کنند پس موفق ترند.
مسئله مهم دیگری که به شکایت از طرف یکی از دوستان مطرح شد این بود که چرا به ما القا می شود که فلان کار مال دخترها و فلان کار مال پسرهاست. در حالیکه هر دوی ما قادر به انجام آن کارها هستیم؟ و چرا بی هیچ اعتراضی این منطق را می پذیریم و اقدامی نمی کنیم؟ چه کسانی این قوانین را وضع کرده اند؟ چگونه این تفکر در جامعه ما جا افتاده است؟ تا کی به دنبال منجی ایی هستیم تا دست و پای بسته ما را باز کند؟ البته به نظر می رسد نسل جدید خیلی راحت تر این قوانین را زیر پا گذاشته اند. اما متاسفانه باز هم راه را اشتباه می روند. زیرا آنها همه چیز را زیر پا می گذارند و حتی حرمتها را می شکنند. آنها نیز در تلاشند تا ثابت کنند هیچ تفاوتی با آقایان ندارند. پس دست به کارهای مردانه ای می زنند که شخصیت دخترانه و حتی انسانی آنها را زیر سوال می برد!
البته ما نمی خواهیم تمام قوانین را نقض و از نو قوانین جدید و مورد پسند وضع کنیم. بلکه به دنبال صحت قوانین کهنه عام پسند هستیم و تلاش می کنیم با انجام فعالیتهایی در خور الگوهای مناسبی برای دیگران باشیم. این خود تغییر تدریجی قوانین نادست را به ارمغان می آورد.
اما به راستی کی می خواهیم پی به توانایی های انسانی خود ببریم، آنها را تقویت کنیم و به یک خودباوری ریشه ای برسیم؟ آیا وقت آن نرسیده است تا با استفاده از خلاقیت خود و کمک گرفتن از افراد با تجربه راه حل های برطرف کردن مشکلاتمان را شناسایی کنیم؟ مطمئنا برای چنین کاری باید در ابتدا دو موضوع اصلی ایجاد مشکل را شناسایی کنیم تا به بیراهه نرویم.
یکی دیگر از دوستان معتقد بود دخترها بر خلاف پسرها کمتر در مسایل کاری به یکدیگر اعتماد می کنند و تبادل اطلاعات بین آنها با احتیاط صورت می گیرد. این درحالیست که دخترها در دقیقه نخست آشنایی با صحبتهای مکرر بدون پرداختن به موضوع اصلی درون خود را فاش می کنند و حس عدم اعتماد را در دیگری بوجود می آورند. اما پسرها به اندازه نیاز اطلاعات رد و بدل می کنند. آنها با هر کسی ارتباط برقرار نمی کنند مگر کسانیکه با آنها زمینه مشترک فعالیتی داشته باشند. اما در ارتباط کاری خانمها با آقایان شاهد موفقیت های بیشتری هستیم چون کمتر احساساتی عمل می کنند و بیشتر درگیر مسایل کاری می شوند تا گفته های به قول عوام خاله زنکی!
همه ما معتقد بودیم که باید ارزشهایمان را بشناسیم. خانمهایی در عرصه های علمی موفق بوده اند که خود را از مباحث حاشیه ای جدا کرده اند و حتی با وجود طرد شدن از طرف جامعه زنان تنها با کسانی ارتباط برقرار کرده اند که با آنها هم ارزش بوده اند. آنها می دانند که با انجام هر فعالیتی چه خوب چه بد همچنان مورد انتقاد اکثریت خانمها قرار خواهند گرفت و می دانند که نمی توان همه را راضی نگه داشت!
یکی از دختران به اعتراض درباره اینکه خانمها در کارشان جدی نیستند و اصول کار تیمی را نمی دانند گفت: ما محیط ها را از هم تفکیک نمی کنیم. در محیط کاری همان رفتار و گفتاری را انجام می دهیم که در محیط دوستانه. همین امر جدیت کار و دوام آن را از ما می گیرد.
نداشتن هدف مشخص و انگیزه موضوع بعدی گفتگوی این نشست بود. نجوم شاخه های بسیار و جذابی دارد. گفتیم خانمها تنوع طلب اند. تنوع طلبی بد نیست اما اگر انگیزه و هدف راسخی وجود داشته باشد و در راه آن انگیزه و هدف تنوع طلب باشیم موفق خواهیم شد. متاسفانه عده ای از ما وقتی می بینیم کسی در موضوعی پیشرفت می کند کار خود را رها کرده آن فعالیت را از نو آغاز می کنیم. فکر می کنیم اگر کسی در فعالیتی به موفقیتی می رسد ما هم باید همانند او در همان حوزه فعالیت کنیم! درحالیکه شاید آن کار با علایق و توانمندیهای فرد مورد نظر متناسب بوده که تا آنجا پیش رفته است و همچنان ادامه می دهد. آیا ما می خواهیم از کسی کم نداشته باشیم؟
صبر خانمها زیادتر است. اما متاسفانه وقتی در راهی که انتخاب کرده اند با مشکلی مواجه می شوند همه راههای ممکن برای برطرف کردن مشکل را امتحان نمی کنند. پس سریعا حوزه فعالیت خود را تغییر می دهند.
یکی از دوستان که دل پری از به سرانجام رسیدن تلاش او با نام فردی که تنها عنوان مدیر گروه را یدک می کشید داشت گفت: بیشتر اوقات انگیزه داریم و کاری را تا آخر و به درستی انجام می دهیم اما برخوردی از طرف اطرافیان با ما می شود که دیگر حاضر نیستیم دنبال آن را بگیریم. ما خود اجازه داده ایم آقایان برایمان تصمیم بگیرند. ما خود اجازه داده ایم آنها را بهتر از ما بدانند و باور کرده ایم که جنس دوم هستیم. "حتی اگه کاری رو تو کرده باشی و به سرانجام رسونده باشی بازم میگن آقای فلانی به این موفقیت رسیده! خب بله دیگه کار تیمیه. اما خدا نکنه خرابکاری از طرف تو باشه...! همشون میگن مشکل از حضور خانما در تیم بوده که کار خراب شده یا به تعویق افتاده..." البته ما به این دوست عزیز یادآور شدیم که باز هم مشکل از خود اوست که فدرت بیان و دفاع از خود را نداشته است. چرا خجالتی برخورد می کنیم؟ غیر از این است که ما خود به ارزش کارمان پی نبرده ایم؟ پس کی خود را به عنوان یک فرد برتر با توانایی های خاص می بینیم؟ چرا دربرابر اهانتی که به شخصیت ما می شود هیچ نمی گوییم؟ ما همیشه به دنبال یک منجی هستیم. کسی که از حق ما دفاع کند!
آنچه خواندید خلاصه ای از نظرات عده ای از دختران ستاره شناس بود. منتظر انتقادات و پیشنهادات شما دختر یا حتی پسر ستاره شناس ایرانی هستیم.
از شما خواننده عزیز ایرانی در هر کجای این کره خاکی که هستید دعوت می کنم در ادامه این پروژه با ما همراه باشید، خانمهای ستاره شناس موفق ایرانی را معرفی کنید، راهکارهایی جهت مدیریت بهتر این پروژه ارائه دهید، مشکلات خانمها را بیان کنید، جلساتی همانند جلسات ما (در گام اول، ریشه یابی مشکلات زنان ستاره شناس) برپا کنید و حتی فایل صوتی نشست های خود را برای ما ارسال نمایید و دنیا را در جریان فعالیتهای خود قرار دهید.
هنوز در گام اول این پروژه هستیم. برنامه های بسیاری در راه است. در نظر داریم در ادامه این پروژه شما را با خانمهای موفق ستاره شناس و نحوه مبارزه آنها با مشکلات آشنا کنیم که دیگر هیچ جای بهانه ای برای سست عمل کردن کسی باقی نماند.
شما می توانید نتیجه فعالیت های خود را از طریق برنامه های زنده و تولیدی رادیو صدای آسمان، اولین رادیو اینترنتی فارسی زبان نجومی، به گوش تمام دختران دنیا برسانید.
لذا از تمامی کسانیکه علاقه مند به مشارکت در این پروژه هستند دعوت می کنیم با vos@hrcglobal.net تماس بگیرند.
لطفا با ثبت نظرات ارزشمند خود در وبلاگ صدای آسمان ضمن همراهی با این حرکت اجتماعی، بر غنای بحث و هدفمندی آن بیافزائید. (ورود به وبلاگ)
هاجر احمدزاده
مدیر پروژه "آن زن یک ستاره شناس است" در مرکز پژوهشی هدایتگران اندیشه